ولنتاین؟

 

وای چقدر دلم برای دانشگاه تنگ شده...

تا همین هفته ی پیش هر لحظه انتظارشو می کشیدم که بلاخره این امتحانای لعنتی تموم بشن و خلاص شم و دیگه ریختشونم نبینم

حالا یه هفته نشده دلم تنگ شده همه ش می گم پس کی شروع می شه این ترم جدید؟

کتابای ترم بعدی م رو هم از تو قفسه ی داداشم پیدا کردم و دارم می خونم  Reading a Book

 

**********


هفته ی پیش بعد از آخرین امتحان، با ناهید رفتیم خرید.

رفتیم مغازه های لوکس و فانتزی، آخه می خواستم یه کادوی فانتزی بخرم

چقدر مغازه ها زود آماده شدن واسه ی هدیه ی ولنتاین!

همه جا پر شده از قلب ها و خرس های قرمز!

ناهید می گه: من اگه بوی فرند داشتم کلی واسه ولنتاین براش هدیه می خریدم!

بهش گفتم: من اگه دوستی ناجنس داشتم عمرا واسه ش دو زار هم خرج نمی کردم!

به من چه؟ خودش بخره!

 

**********

 

پ.ن: از دست این پرشین بلاگ!ناراحت چهار ساعته دارم ارسال می کنم همه ش خطا می گیره حالا هم اشتباها دستم خورده به اینتر بلافاصله پست کرده! از مدیریت مطالبم حذفش کردم ولی عینه خیالشم نیسنیشخند



/ 8 نظر / 5 بازدید
چاغنامه

سلام نگار... خوبی... چه خبرا.. کم پیدا شدی....؟ به آپ تازه ام سری نزدی دلم شکست... باش و بی خبرم نزار...[گل][گل][لبخند][گل][گل]

سارا آرامش

هر روز که میگذرد دیروز قشنگ تر یاد می شود...[گل]

سیدتقی

بالاخره پس معلوم نشد برا چی رفته بودی مغازه های لوکس فروشی؟ میخواستی هدیه والنتاین بگیری؟[چشمک] حالا گرفتی یا نه؟[نیشخند]

نگار

مثل اینکه لو رفتیم[نیشخند] بابا چیه مگه؟ گفتیم یه چیزی بخریم شاید خدا دلش سوخت یکی رو هم سر راه ما گذاشت[خنده][خنده][خنده] [قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

فرشته

سلام نگار جون خوبی گلم من اپ کردم منتظرت هستم[گل] [گل][خداحافظ][ماچ][گل]

وصال

سلام راست میگی . موافقم.

وصال

البته با این موضوع که گفتی دلت برا دانشگاه تنگ میشه موافقم.