از خدا خواستم!

از خدا خواستم تا دردهایم را از من بگیرد ،
خدا گفت : نه !
رها کردن کار توست ، تو باید از آن ها دست بکشی
.
از خدا خواستم تا کودکمعلولم را درمان کند ،
خدا گفت : نه !
روح او بی نقص است و تن او موقت وفناپذیر .
از خدا خواستم تا شکیبایی ام بخشد ،
خدا گفت : نه !
شکیباییزاده ی رنج و سختی است ، شکیبایی
بخشیدنی نیست ، به دست آوردنی است .
از خداخواستم تا خوشی و سعادت ام بخشد ،
خدا گفت : نه !
من به تو نعمت و برکت دادهام ، حال با توست که
سعادت را فراچنگ آوری .
از خدا خواستم تا از رنج هایمبکاهد ،
خدا گفت : نه !
رنج و سختی ، تو را از دنیا دورتر و دورتر و به
مننزدیک
تر و نزدیک تر می کند .
از خدا خواستم تا روحم را تعالی بخشید ،
خداگفت : نه !
بایسته آن است که تو خود سربرآوری و ببالی اما
من تو
را هرسخواهم کرد تا سودمند و پرثمر شوی .
من هر چیزی را که به گمانم در زندگی لذتمی
آفرید از
خدا خواستم ، و باز خدا گفت : نه !
من به تو زندگی خواهم داد، تا تو خود را از هر
چیزی
لذتی به کف آری .
از خدا خواستم یاری ام دهد تادیگران را دوست
بدارم ،
همان گونه که او مرا دوست دارد ،
و خدا گفت : آه ،سرانجام چیزی خواستی تا من
اجابت کنم !

 

/ 21 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد ایزدخواه

لذت بردم [گل]..در ضمن میشه همه رو دوست داشت تا دوست داشتن رو چه تعریفی بکنی ؟میشه توضیح شما رو ساده تر گفت که متاسفانه ما بیشتر کسی رو دوست داریم که منفعتی برامون داشته باشه واگه نداشت دیگه چه دوست داشتنی ! اگه ما همه چیزو همون جور که هست قبول کنیم ونخواهیم مطابق میلمون تغییرش بدیم مطمئنا همه چیز قابل دوست داشتن است...

پرویز

نگار من که به مکتب برفت . هم بنوشت پست از خدا خواستم را به این خوبی نوشت

پرویز

نگار من که به مکتب برفت و هم بنوشت پست از خدا خواستم را به این خوبی نوشت

مریم

عزیزم من لینکت کردن با نام به رنگ رویا تو هم منو با نام تنها ترین تنها بلینک شاد باشی[گل]

زیتون

باسپاس ازلطفت انهاکه گفتی برای متاهل هااست درسته اما مجردهایی که درآستانه ازدواج هستندبایدخبره باشندچون پس ازازدواج بسیاردیراست ازنوشته های معنویت لذت بردم [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][دست][قلب][لبخند][گل]

زیتون

رابطه سکس واخلاق(قسمت دوم) پسرفرخنده درمجموعه تلوزیونی ترانه مادری معمولاجوانی به سن 19شهوتش برعقلش غلبه دارد همچنانکه پویاچنین است به خاطررسیدن به سکس عجول است ودربرابراین خواسته اش هیچ انعطافی ندارد وبه دلیل همین عدم انعطاف نمی تواندارتباط مؤثر(برنامه ریزی عصبی - کلامی) برقرارکند وباهمان برنامه ای که به ذهنش داده باهمه برخوردمیکند بامادرش نمی تواندهم روحیه وهم بینش وهمنواشود درکوچه بامردی گلاویزمیشود ،هدیه میخرد وازمادرش پنهان میکند وبالورفتن هدیه به بهرام دوست وهمسن وپسردائی اش باورودغیرقانونی به منزل آنهامی پرد وهمه چیزرابه هم می ریزد برمی گردد ومنزل خودشان راهمینطوربه هم می ریزد . دروغ پشت سردروغ برای رسیدن به سکس اورابه فساداخلاق می کشاند

حاجی

سلام انسان دوست می دارد چون نیاز به دوست داشتن دارد که این شیوه ی نیازمندان است. دوست داشتن بدون هیچ توقعی .. این شیوه ی آزادگان است.

ماری

[گل]